- نماینده الف: یالا یه امضا بزن میخام کاندید بشم.. - نماینده ب:برو بابا این همه لابی کردم این قانون تصویب بشه که خودم کاندی بشم... دو نماینده کارشان بالا گرفت و دست به یقه شدند که ناگهان آقای رئیس از راه میرسد... - آقوی رئیس:با هم بحث نکنید کسی که رئیس جمهور میشه من هستم، امضاهام هم از قبل جمع کردم، ها ها ها...
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19:12 توسط میثم غلامی
|
به راز عشق کجا پی برند اهل خرد مگــر کنند فرامــوش آنچــه دانستند...
ما همچون باد عزم رفتن کرده ایم و به صلابت کوه عزم ایستادن داریم... می دانیم که پذیرای جسدهــایمـــــان ریگ های بیابان است اما چه باک و چــه غــــم ها به جایی قدم می نهیم که حضرت قائم (عج) به آنجا گام می نهد... پس میرویم تا غبار از ساحت خورشید بزدائیم... برگرفته از وصیت نامه شهید اصغر شعله سعدی